حضور آدمها در عکسهای عباس کوثری همیشه مشهود است. آدمهایی سرگردان، خیره، مات و مبهوت؛ آدمهایی از جنس روزمره. دوربین عباس کوثری هیچگاه به روزمرهگی آنها آسیبی نمیزند. آنکه تماشا میکند، به تماشا ادامه میدهد، آنکه چشمهایش را بسته، چشمبسته میماند و آنکه حرف نمیزند، خاموش میماند. انگار این خصلتها بعد از عکسها هم ادامه مییابند تا ابد. اینگونه است که در چشم کوثری همیشه آنکه تماشا میکند بر آنچه تماشا میشود میچربد.
«خیره به تاخت» مجموعهی ۱۲ عکس دیدهنشده است از عباس کوثری.
[layerslider id=”24″]
غم جمعی» پدیدهای است که دهههاست ذهن و جانِ روانکاوانِ فردی و اجتماعی را به…
زمان گفتوگو را دو هفته پيشتر تعيين کرديم. پنج دقيقه مانده به ساعت ده صبح…
چند دقیقهای مانده به پایان این سالِ خون و موشک. سفرهی هفتسین کوچکی برپا کردهایم.…
کنار من مردی نشسته که مدام پای راستش را روی موزاییکها میکشد؛ چنانکه انگار میخواهد…
لاک، جنبندهی زمین تازهترین رمان پیمان اسماعیلی است؛ رمانی شاید در ادامهی منظومهی فکری رماننویسی…
«با اين همه پريشاني معلوم نيست که جمعيت دلهاي رميده چگونه حاصل تواند شد، مگر…