مردی عمامهی سبزش را به شیوهی جنوب خراسان گره زده و در دشتی اخرایی سنگ روی سنگ میچیند. کُپههایی به قد نصف انسان. صدای برخورد سنگها با یکدیگر در سالن شمارهی پنج جشنوارهی سینما حقیقت میپیچد. ریشهای سفیدِ مرد، مواج و تابدار، تا سینهاش میرسد. سالهاست از موطنش دور افتاده…
ادامهحسین شهیدی را در ایران کمتر میشناسند. به همین سبب بود که عصر دیروز آخرین کتاب او، «روزنامهنگاری در ایران: از رسالت تا حرفه»، سه سال پس از مرگش و در حضور اندک مخاطبان، در شبی از شبهای مجلهی بخارا، در خانهی اندیشمندان علوم انسانی، رونمایی شد. شبهایی که علی…
ادامهباغهای خرما یکیدرمیان سوختهاند. سالهاست که برف بر پیشانی این خاک ننشسته. آسمان جان میکند تا بر شانههایش ببارد. چاههای عمیقش تشنهاند. خیلی از مردها دستِ زنوبچه را گرفتهاند و رفتهاند جایی که آب باشد و نان. هستند خانههایی در روستاهایش که هنوز توالت ندارند. چهرهی آدمها را آفتاب برشته…
ادامهشمعها افروخته، قد و نیمقد روی کیک میرقصند. میز نشانی از تشریفات ندارد. میهمانان و میزبانان اهل موسیقیاند. یکی ویولن به دست و آن یکی ابوا بر دوش. میان تمرین ارکستر مهرنوازان به رهبری فرهاد فخرالدینی، جشن تولد قدیمیترین نوازندهی ارکستر سمفونیک تهران را گرفتهاند. دستها علیرضا خورشیدفر را به…
ادامه