غم جمعی» پدیدهای است که دهههاست ذهن و جانِ روانکاوانِ فردی و اجتماعی را به خود مشغول داشته است. این مفهوم، فراتر از اندوه فردی، نگاهی عمیق و جامعهشناختی را طلب میکند. پرسشی بنیادین پیش روی ماست: آیا پس از بروز سانحه، فاجعه یا مصیبتی اجتماعی، مستقل از نیازِ فرد…
ادامهزمان گفتوگو را دو هفته پیشتر تعیین کردیم. پنج دقیقه مانده به ساعت ده صبح چهارشنبه، بیستم خرداد ۱۴۰۵، هر دو نفر رسیدند. وقتی به استقبال سعید مدنی رفتم دم در، پشت فرمان بود و گرفتار در ترافیک. ایستادم به خیالکردن. او که سالهای زندانیبودنش از شماره بیرون است، و…
ادامهکنار من مردی نشسته که مدام پای راستش را روی موزاییکها میکشد؛ چنانکه انگار میخواهد لکههای پخشوپلای سیاه این موزاییکهای قدیمی را جدا کند. معروف بودند به موزاییک آجیلی. مرد پا را میکشد. بیمارانِ منتظر، از پیشاز طلوع آفتاب، خاموش و کلافه در سالن نشستهاند و فقط صدای کشش پای…
ادامه«با این همه پریشانی معلوم نیست که جمعیت دلهای رمیده چگونه حاصل تواند شد، مگر خدای خود طبیب حاذقی برساند.» این یکی از جملات پایانی کتاب سیاحتنامهی ابراهیمبیگ نوشتهی حاجی زینالعابدین مراغهای است. حاجی زینالعابدین متولد مراغه و تاجرزاده و ثروتمند است و سپس به قفقاز میرود و آنجا فارسی…
ادامه